السيد محمد صادق الروحاني (مترجم: صادقى)

18

جبر و اختيار (فارسى)

كه در روايت نبوى چنين تعبير شده است « 1 » و به اين دو معنا روايات ديگرى نيز وارد شده است . « 2 » فخر رازى گفته است : وضعيت اين مسأله عجيب است زيرا مردم هميشه در آن اختلاف داشتند . چون آنچه در اين مسأله مى توان به سوى آن بازگشت ، متعارض و متناقض است . آنگاه فخر رازى برخى ادله دو طرف را ذكر مىكند و سپس مى گويد : اما در خصوص دلايل سمعى ، قرآن و روايات پر از مواردى است كه دو امر [ جبر و تفويض ] را به خاطر مىآورد . و هيچ امتى خالى از اين دو گروه نبوده است و اوضاع و حكايت از هر دو سو يكديگر را دفع مى كنند و با يكديگر

--> ( 1 ) - آنچه از امير مؤمنان ( ع ) در كتاب وافى ج 1 ص 537 و نهج البلاغه حكمت 287 ص 526 و روضه الواعظين در باب قضا و قدر ص 40 روايت شده است كه از ايشان درباره قدر پرسيده شد . امام فرمود : ( راهى تاريك است پس در آن گام ننهيد و دريايى ژرفناك است پس در آن فرو نرويد و سرّ خداوند است پس درباره آن خود را به زحمت نيندازيد . ) ( 2 ) - اصول كافى ج 1 ص 159 ، حديث 11 . روايت شده است مردى به امام صادق ( ع ) عرضه داشت : فدايت شوم ، خداوند بندگان را بر گناهان مجبور ساخت ؟ فرمود : خداوند عادل تر از اين است كه بندگان را بر گناهان مجبور سازد آنگاه به سبب گناهان آنان را كيفر دهد . مرد عرضه داشت : فدايت شوم ، خداوند امور را به بندگان وا نهاد ؟ امام فرمود : اگر امور را به ايشان واگذارده بود ، ايشان را با امر و نهى محصور نمى كرد . مرد عرضه داشت : فدايت شوم آيا ميان اين دو جايگاهى است ؟ امام فرمود : بله جايگاهى وسيع تر از آنچه ميان آسمان و زمين است . / حديث شماره 9 نيز به اين معنا وارد شده است /